احمد بن محمد حسينى اردكانى
351
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
به اعتبار شفّافيّت . و در فصل ذكر مقدّماتى كه در معرفت هاله و قوس قزح محتاج إليها است ، گفته است كه فعل و انفعال در ميان اجسام موقوف بر ملاقات و مماسّه نيست . و در فصل تحقيق مزاج [ 289 ] اقامهء برهان نموده است ، كه فعل و انفعال در ميان اجسام تمام نمىشود مگر به ملاقات و تماسّ . و گفته است كه تعجّب من بسيار است از وقوع امثال اين مناقضات از مثل شيخ . و ايضا گفته است كه : « از اشكالات اين است كه شمس ارض را گرم مىگرداند بدون آنكه اجسام قريبهء خود را گرم سازد . و همچنين زمين را روشن مىگرداند و اجسام واسطه را روشن نمىسازد . پس هرگاه امر بر اين منوال باشد چگونه جايز خواهد بود براى مرد زيرك كه با اين اشكالات جزم نمايد كه فعل و انفعالات تمام نمىشود مگر به ملاقات و تماسّ » . و حكيم كامل ، يعنى صاحب اسفار ، مىگويد كه : « اين مرد سريع المبادره است به اعتراض بر امثال شيخ پيش از إمعان نظر در مبحث . و اين به جهت عجلهايست كه در طبع و طينت اوست ، و عجله از فعل شيطان است . امّا نسبت تناقض در كلام كه به شيخ داده است مسلّم نيست ، زيرا كه وجوب ملاقات را كه شيخ منع نموده است در مطلق تأثير و تأثّر اجسام است . و آنچه را كه در آن واجب دانسته است تأثير و تأثر مخصوص ، مانند تسخين و تسخّن . و تناقض در ميان وجوب حكمى بر نوع مخصوص و عدم وجوبش بر نوع ديگر نيست . زيرا كه فعل گاهى دفعى مىباشد و گاهى تدريجى . و همچنين انفعال ، پس آنچه ملاقات در آن واجب است انفعالات تدريجيّه است كه از باب حركات و استحالات است كه در آن از مباشرت فاعل محرّك مر قابل متحرّك را چاره نيست . و فعل عناصر در يكديگر از اين قبيل است و آنچه موجب ملاقات نيست آن است كه چنين نباشد مانند فعل و قبول دفعى . و تحقيق در اين مقام آن است كه بعضى از موجودات طبيعىاند و بعضى تعليمى و بعضى عقلى . و همچنين نيز افعال بر سه گونهاند . و فعل طبيعى صادر نمىشود مگر از فاعل طبيعى زمانيّ الوجود . و اين فعل به حسب استحاله و تجدّد در مادّهء منفعلهء مستحيله صورت مىگيرد . و در فعل تعليمى حركت و انفعال